قطعا تقصیر من هم بود. این چیزی بود که تا امشب نفهمیده بودم. نخواسته بودم که بفهمم. تو شکسته بودی. دوست داشتی و دوست داشته نشدی.بارها. من ندیدم.نخواستم که ببینم. من شکل آدمهای عادی باهات رفتار کردم نه شکل آدم های دوست داشته نشده. تو شکسته بودی و من شکستنت را دیده بودم. بهتر از همه. بهتر اگر بخواهم بگویم ، من تنها کسی بودم که همه چیز را میدانستم . از سیر تا پیاز. چطور پای درد و دل های شبانه ات نشستم ، برای اشک هایت شانه شدم ولی هرگز نفهمیدم با شکسته ها باید دوست ,شکسته ,دوست داشته ,شکسته بودی منبع
درباره این سایت